شبی با چند تن از
دوستان نامی و جانی نشسته ، جملگی سر به جیب مراقبت فرو برده و کنج عزلت گزیده که
ناگه دورگوی یکی از یاران موافق دلنگی صدا نمود و سکوت محفل ما را در
هم شکست ، ناگو چه شده ،sms آمده و جملگی بر گرد دورگوی حلقه زده و بر LCD آن
نظر کرده که چنین بر آن حک شده بود ز جانب پیر مرادمان:
ز چه نشسته اید ،
بپاخیزید.
و ما بپا خواستیم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 23:25  توسط
|
